بحران حافظه؛ زنگ خطر گرانی گوشیهای هوشمند برای مصرفکنندگان ایرانی
افزایش تقاضای هوش مصنوعی برای تراشههای حافظه، قیمت قطعات گوشی را بالا برده و بازارهای حساس به قیمت مانند هند را تکان داده است؛ این روند میتواند بهزودی جیب خریداران ایرانی را هم تحت فشار بگذارد.
بحران حافظه؛ زنگ خطر گرانی گوشیهای هوشمند برای مصرفکنندگان ایرانی
هشدار تحلیلگران درباره موج جدید گرانی گوشیهای هوشمند حالا با شواهد عینی از هند تأیید میشود؛ بازاری که با ۱.۴ میلیارد نفر جمعیت و بیش از ۷۰۰ میلیون کاربر گوشی، نبض مصرف در جوامع حساس به قیمت را نشان میدهد. طبق گزارش جدید وبسایت TechCrunch، افزایش سرسامآور تقاضای هوش مصنوعی برای تراشههای حافظه، بازار گوشی هند را با کاهش ۱۰ درصدی فروش در سهماهه دوم ۲۰۲۶ مواجه کرده است؛ رقمی که نهتنها بیشتر از افت ۲ درصدی چین است، بلکه شدیدترین سقوط تابستانی در شش سال اخیر محسوب میشود. اما این بحران چه درسی برای مصرفکنندگان و فعالان بازار موبایل ایران دارد؟
ماجرا از کجا شروع شد؟
شرکتهای بزرگ فناوری برای ساخت مراکز داده هوش مصنوعی به حجم عظیمی از تراشههای حافظه نیاز دارند؛ همان رم و فضای ذخیرهسازیای که تا دیروز قلب تپنده گوشیهای ما بود. غولهایی مانند Samsung، SK Hynix و Micron ظرفیت تولید خود را به سمت «حافظه با پهنای باند بالا» (High-Bandwidth Memory) سوق دادهاند؛ تراشههای تخصصی که در شتابدهندههای هوش مصنوعی استفاده میشوند و سود بسیار بیشتری نسبت به حافظه معمولی دارند. نتیجه؟ ظرفیت کمتری برای تولید رم و حافظه گوشیها و لپتاپها باقی میماند و قیمت تمامشده این قطعات برای تولیدکنندگان گوشی بالا میرود.
چرا هند و چرا حالا؟
هند، دومین بازار بزرگ گوشی جهان پس از چین، بهشدت به بخش اقتصادی و میانرده وابسته است. به گفته Tarun Pathak، نایبرئیس تحقیقات موسسه Counterpoint Research، حدود ۶۰ درصد از بازار گوشی هند زیر سقف ۲۰٬۰۰۰ روپیه (حدود ۲۱۰ دلار) قرار دارد. افزایش قیمت حافظه دقیقاً همین بخش را هدف گرفته و فروش گوشیهای زیر ۱۵٬۰۰۰ روپیه (حدود ۱۵۰ دلار) را ۴۵ درصد نسبت به سال قبل کاهش داده است. در مقابل، برندهای پریمیوم مانند Samsung و Apple کمتر آسیب دیدهاند؛ Samsung حتی در این اوضاع رشد ۲ درصدی فروش را تجربه کرده، در حالی که سهم برندهای چینی به پایینترین سطح از سال ۲۰۲۰ رسیده است.
زنگ خطری برای بازار ایران
بازار موبایل ایران شباهتهای زیادی با هند دارد: بخش بزرگی از تقاضا در رده قیمتی زیر ۱۵ میلیون تومان متمرکز است، مصرفکنندگان به افزایش قیمت حساس هستند و تأمینکنندگان اصلی همان برندهای چینیاند که حالا زیر فشار حاشیه سود قرار گرفتهاند. وقتی شرکتهایی مانند OnePlus تصمیم میگیرند عرضه محصولات جدید را در اروپا و آمریکای شمالی متوقف کنند و بر چین متمرکز شوند، پیام روشنی دارد: دوران رقابت فشرده با قیمتهای تخریبی رو به پایان است.
دادههای Counterpoint نشان میدهد سهم هند از محمولههای جهانی OnePlus از ۳۰ درصد در ســهماهه اول ۲۰۲۵ به ۱۹ درصد کاهش یافته، در حالی که سهم چین از ۵۹ به ۷۴ درصد جهش کرده است. این یعنی برندها بازارهایی را که حاشیه سود کافی ندارند رها میکنند و این الگو احتمالاً در برندهای دیگری که محصولات اقتصادی عرضه میکنند هم تکرار خواهد شد. برای خریدار ایرانی، این میتواند به معنای کاهش تنوع در رده قیمتی پایین و افزایش اجباری قیمتها باشد.
مشتریان چه میکنند؟
تحلیلگران میگویند مردم گوشی را کنار نمیگذارند، اما تعویض را عقب میاندازند. چرخه تعویض گوشی در هند از ۳.۵ سال به حدود ۴ سال افزایش یافته است. افزایش قیمت گوشیها بین ۴ تا ۶۸ درصد (بسته به مدل) باعث شده تقاضا به سمت گوشیهای دستدوم یا مدلهای بالاتر اما با اقساط بلندمدت سوق پیدا کند. بهگفته Kiranjeet Kaur از موسسه IDC، تأمین مالی (اقساط) حالا به ستون اصلی توانایی خرید تبدیل شده است. در ایران نیز شاهد رشد خرید اقساطی و همچنین رونق بازار گوشیهای کارکرده هستیم و احتمالاً این روند شتاب بیشتری خواهد گرفت.
بحران تا کی ادامه دارد؟
خبر بد اینکه طبق پیشبینی IDC، کمبود حافظه و قیمتهای بالا دستکم تا پایان سال ۲۰۲۷ مهمان ناخوانده بازار باقی خواهند ماند، هرچند سرعت افزایش قیمتها در بلندمدت کند میشود. Kaur همچنین به ضربه مضاعف ناشی از تضعیف پول ملی در کشورهایی مانند هند و ایران اشاره میکند که هزینه واردات قطعات را بالاتر برده و فشار مضاعفی به حاشیه سود برندها و در نهایت جیب مصرفکننده وارد میکند.
راهکار چیست؟
برای مصرفکننده ایرانی، شاید زمان آن رسیده که با دقت بیشتری نیاز واقعی خود را بسنجد و در صورت امکان، خرید گوشی جدید را به تعویق بیندازد یا به بازار دستدوم با ضمانتنامههای معتبر روی آورد. از سوی دیگر، سیاستگذاران و فعالان صنفی میتوانند با تسهیل واردات قانونی و شفافسازی قیمتها، بخشی از بار روانی و اقتصادی این بحران جهانی را بر دوش مردم کم کنند. آنچه در هند میگذرد، فقط یک گزارش آماری نیست؛ پیشنمایشی است از آیندهای که خیلی زود در خیابانهای تهران هم حس خواهد شد.